از خانه ی دور ۵، سخن گفتن سخت تر است میدانی چرا چون از تو غم وعشق باید گفت
خانه ی که همیشه در تجسم آن کوشیدم با همه ی زیباییهای که میتواند خانه ی دور داشته باشد
اما حقیقتا من آنجا نیستم و شاید امکان حضور هرگز نباشد
اما آنرا اینگونه تجسم میکنم که در نمام گوشه های آن نشانه های روشن ثبت شود
به مرور خانه ها زیاد میشود و در هر گوشه ی آن جای خالی نشانی میشود که اگر روزی سراغ مرا گرفتند در آن
معبد نشانه های روشنی از من باشد تو و رویا های که مبدل به خاطره شد
(،این روزها بر ای تمام لحظه هایم باید انرژی دخیره کنم باشد که به ثمر نشیند )
برچسب:
نویسنده: بهنام کمالی