دوشنبه ۱۴۰۴/۰۵/۲۷ | 22 | م.م -
عابر دستش را بلند کرد و تکان داد
آخ از این بال بال زدن ها
دستش را به خودش دادم
خودش میداند چگونه نگهدارش باشد
میدانم دستش را محکم نگه میدارد که مبادا بیراهه رود
میدانم خودش محتاط است و حواسش هست که چگونه نشانه ها را سرکشی کند
خودش خوب خودش را میشناسد
اینجا خیالم راحت است خودش حواسش به خودش هست
تنها نگرانیم برای تنهایی اش است
اما دلم روشن است با آن هم عاقبت کنار می آید

شعر خوب آمدن