خرید بک لینک
هنوز پیدا نشده بودم، نمیدانستم کجا هستم، چه میکنم،

اما با همه ی این سردرگمی باز در راه بودم گمان میکردم دچارتخیلات هستم و آنها که برایم نقل قول میکنند واقعی نیستند

سرم را بالا بردم شاخه ها در نور مهتاب سر در هم فرو داشتند باد پاییزی آرام میوزید و برگها میلرزید ند شبیه من که ترس داشتم دیگر همیشه به همین منوال بمانم و دیگر پیدا نشوم

اما چشمهایم را به ماه سپردم و آرام زمزمه کردم

(گفت کسی را به سراغ تو میفرستم)

برچسب: گمشده,گمشده ها,گمشده منوتو,گمشده های ثبت احوال,گمشده به انگلیسی,گمشده manoto,گمشده یوسف زمانی, نویسنده: بهنام کمالی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 12:23

صفحه بندی